زندگي جاری یک پاکبان بعد از مرگ | شهرداری مریانج

زندگی جاری یک پاکبان بعد از مرگ

07

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مریانج، با ۴۷ سال هنوز هم به مانند جوانان ۲۵ ساله کار می‌کرد. هر روز صبح بعداز خواندن نماز صبح از خانه بیرون می‌زد تا به مریانج برسد، شهری که در آن به عنوان پاکبان فعالیت می‌کرد.

همه مردم مریانج او را می‌شناختند، مردی سر به زیر، مومن و با حیا. نوع کار برایش مهم نبود، مهم کسب رزق حلال برای خانواده بود، رزقی که با واسه جارو کردن شهر به دست می‌آورد طیب و طاهر بود.

کم فروشی در کار خودش را هرگز نمی‎پذیرفت و تنها رضای خداوند را در همه کارهایش سرلوحه قرار می‌داد.

زندگی ساده‌ای داشت، بارها تصاویر خواندن نماز اول وقتش به هنگام کار، در صفحات دنیای مجازی، بیلبوردهای شهری و… منتشر شده بود.

مرحوم حاج علی‌اصغر حسن‌زاده ۴۷ ساله در اثر تصادف در بلوار ارتش دچار مرگ مغزی شده بود که اعضای بدنش به بیماران نیازمند اهدا شد. این یک پایانی بر زندگی او بود.

اما مرگ پایان کبوتر نیست و در حالی که این پاکبان امروز چشم از دنیا بسته است، اما هنوز زندگی جاری دارد و قلب، کبد و دو کلیه این مرحوم به بیماران نیازمند پیوند اعضا اهدا شود.

* پدرم خود کارت اهدای عضو داشت

سراغ خانواده مرحوم علی اصغر حسن‌زاده رفتیم . پسر دوم مرحوم حسن‌زاده با بیان اینکه پدرم ۴۷ سال داشت که روز ۱۴ اردیبهشت امسال در اثر تصادف رانندگی دچار مرگ مغزی شد، اظهار کرد: سه روز بعد از تصادف پزشکان همدان تشخیص به مرگ مغزی او را دادند و چند روز بعد نیز هفت پزشک متخصص در تهران این مسئله را تایید کردند.

امیرحسین حسن‌زاده با بیان اینکه پدرم در یکی از بیمارستان‌های تهران عمل جراحی شد دو کلیه، کبد و دریچه قلبش به نیازمندان اهدا شد، گفت: رضایت به اهدای اعضای او سخت بود و دوست داشتیم که بدون هیچ تغییری زیر خاک رود.

وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه چه شد رضایت به اهدای اعضای بدن پدرتان دادید؟، بیان کرد: بعد از کمی فکر به این نتیجه رسیدیم که هم باید خواسته پدرم را اجرا کنیم هم اینکه اهدای عضو بهتر است.

فرزند مرحوم حسن زاده با بیان اینکه مادر و برادر بزرگترم با دکتر حمیدی صحبت کرده و رضایت خود را اعلام کرده بودند اما من راضی نبودم، ادامه داد: با صحبت‌های دکتر حمیدی تصمیم به این کار گرفتم و حالا هم خوشحالم.

وی با اشاره به اینکه برادر کوچکم ۱۷ سال دارد و او نیز راضی نبود اما نه به شدتی که من راضی نبودم، گفت: حالا این حس که چهار خانواده با کمک پدرم زندگی می‌کنند، بسیار خوشایند است.

حسن‌زاده ادامه داد: همسایه‌ای داشتیم که از نبود کلیه رنج می‌برد و چند سالی بود که جلوی چشم ما زجر می‌کشید، شاید هم علت اصلی رضایتم همین بود.

وی با بیان اینکه دلیل بعدی انجام کار خیر و خیرات برای پدرم بود، افزود: با یکی از اساتیدم در حوزه علمیه قم صحبت کردم و او به من گفت در هر حال جسم از بین رفتنی است چه با کلیه و چه بی‌کلیه و چه خوب است انسان کار خیر انجام دهد.

فرزند مرحوم حسن زاده با تاکید بر لزوم فرهنگ‌سازی در مورد اهدای اعضای بیماران مرگ مغزی، تصریح کرد: این موضوع که جسم پس از مرگ خواهد پوسید، چه بهتر که اعضای بیماران مرگ مغزی به نیازمندان اهدا شود، فرهنگسازی نشده که امیدوارم به این موضوع توجه خاصی شود.

وی با بیان اینکه اگر تریبون در اختیار داشته باشم در هر جا به این مسئله خواهم پرداخت، افزود: جسم فردی که از بین می‌رود باقی نمی‌ماند و تنها خاطراتش باقی خواهد ماند، امیدوارم با تصمیم‌گیری درست زندگی را به دیگران هدیه کنیم.

 فرزند مرحوم حسن‌زاده با اشاره به اینکه ماه رمضان است و خاطرات پدرم را در این ایام به یاد می‌آورم، گفت: پدرم سالها پاکبان بود، زیر آفتاب کار می‌کرد و روزه می‌گرفت، او در کنار خدمت به مردم از امر  خدا هم دور نشد.

 انتهای پیام/

07

تبلغ تلگرام زیر نوشته ها

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *